“دکتر نگاه نقشه مغزیم کرد و گفت افسردگیت خیلی شدیده باید بستری بشی؟”
“بچم به خاطر بیش فعالیش باید فیزیوتراپی مغزی بشه، وگرنه دیگه هیچ وقت خوب نمیشه”
این حرف ها واقعا زده شده و شنیدنشون خیلی برام عذاب آوره. من قبلا هم راجع به نقشه برداری مغزی برای کشف استعداد شنیده بودم و اعجاز در انواع درمان شنیده بودم، ولی وقتی مبنای یک تشخیص اساسی و یا بستری یک فرد آسیب دیده رو تنها بر مبنای نقشه برداری مغزی میگذاریم و نوروفیدبک رو تنها عامل جادویی نجات مطرح می کنند خیلی آشفته میشم. استیصالی که در نگاه مادر دیدم، و یا امیدی که به درمان جادوییش بچه اوتیست خودش با کمک نوروفیدبک بسته میشه و بعد از اینکه بهبودی حاصل نمیشه از همه چیز نا امید میشه، غیر قابل بخشش هست.
اگر یک جستجوی مختصر در اینترنت بزنید، یا پای صحبت کسایی که تازه از جلسه تراپی در یک دفتر شیک بالاشهر برگشتند بشینید، خیلی میشنوید که گفته میشه با نوروفیدبک میشه اضطراب رو کم کرد، خواب رو بهتر کرد، تمرکز رو بالا برد و حتی میگرن و وسواس رو درمان کرد. یا اینکه مثلا شنیدید که یک نفر برای برای بچهش که ADHD داره، از فیزیوتراپی مغزی استفاده کرده و جواب گرفته. و سوال اینجاست که آیا این گزارش ها اصلا با شواهد علمی تطابق داره یا نه؟
قبل از هرچیزی توضیح بدم که من خودم روی بازخورد عصبی در دوره دکتری و بعد از اون در یک دوره پست دکتری کار کردم و با جنبه های مختلف اون آشنا هستم و فکر میکنم که میتونه هم به عنوان ابزار تشخصیص و هم به عنوان ابزار کمک درمانی نقش مثبتی در فرآیند های درمانی ایفا بکنه، ولی سو استفاده تجاری از اون بیش از اندازه خطرناکه و میتونه تاثیرات منفی و ماندگاری رو در بیمار ها ایجاد بکنه.
در این نوشته تلاش میکنم تا یک معرفی مقدماتی و توضیحات اجمالی در مورد این دو روش بدم و حرف آخر رو اول بزنم، ولی در پست های بعدی حتما وقت میگذارم و هر تکنیک رو، و هر اختلال مرتبط رو به صورت مجزا و با جزییات بیشتری توضیح بدم.
نقشهبرداری مغزی و نوروفیدبک چیستند؟
- نقشهبرداری مغزی یا QEEG: این یک روش تشخیصیه. برای این کار مجموعه ای از الکترودهایی روی سر میگذارند، که توسط اون امواج مغزی را در حالتهای مختلف ثبت میکنند. چیزی شبیه نوار مغزی که توی بیمارستان ها گرفته می شه، با این تفاوت که تعداد اکترود ها معمولا بیشتره و بیمار یک کلاهی که توی خودش بین 19 تا 128 الکترود رو جا داده سر میکنه، و این الکترود ها به وسیله یک ژل رسانا که از سوراخ های الکترود ها رد میشه الکترود رو به سطح پوست سر اتصال میدند. البته این فقط یک روش هست، و مدل های خیلی متفاوتی مثل الکترود های کاملا خشک، و یا کلاه هایی که در آب خیسانده میشند هم وجود داره. اصلا یکی از اصلی ترین مشکلات همینجاست، که کیفیت این دستگاه و دقت اندازه گیریشون توی مطب ها چقدر دقیق هستند و چقدر اپراتور ها حوصله میکنند و از این الکترود هارو با دقت و حساسیت بالایی جایگذاری میکنند. به هرحال وقتی که الکترود ها روی سر قرار گرفتند و اتصال به درستی برقرار شد، فعالیت های الکتریکی حاصل از فعالیت مغز از روی جمجمه خوانده میشه، و بعد این دادهها با استانداردهای جمعیت سالم مقایسه میشه تا نشون بده کجاها بیشفعال یا کمفعاله. اگر یک ذره دقیق تر بخوام بگم، این فقط اندازه الکتریکی فعالیت نیست که مهمه، و الگو های فعالیت هم اهمیت بسیار بالایی دارند. به هرحال، نتیجه چیزی شبیه نقشه حرارتی از مغز میشه که به متخصص نشان میدهد الگو های فعالیت مغزی فرد چگونه است. اگر همه چیز به درستی انجام بشه، و از دستگاه و اپراتور، تا نرم افزار های آنالیز و پروتوکل های مورد استفاده به درستی استفاده شده باشند، نتایج میتونه به یک فرد متخصص کمک بکنه تا اختلال های مربوطه رو درست تر تشخیص بده و پروتکل درمانی شخصیسازی شده ای رو برای بیمار طراحی کنه. درواقع نقشهبرداری خودش درمان نیست؛ مثل گرفتن آزمایش خون برای تشخیص. در پست های آتی راجع به دقت این اندازه گیری ها بیشتر توضیح خواهم داد.
- بازخورد عصبی یا نوروفیدبک: این روش بهبود کارکرد مغز هست. بعد از اینکه نقشه مغزی گرفته شد، شخص جلوی مانیتور میشینه و درحالی که الکترودها هنوز روی سرش هستند به صورت لحظه ای از فعالیت مغزش بازخورد لحظهای به صورت تصویری یا صوتی میگیره. مثلا فرض کنید که فعالیت یک ویژگی مشخص از فعالیت قسمت خاصی از مغز به صورت یک عقربه در یک بازی به شما نمایش داده میشه و هر وقت مغز در جهت درست کار کنه، مثلاً امواج آرامتری تولید کند، بازی روانتر میشود یا فیلم جذابتر میشود. با این روش مغز بهمرور یاد میگیره الگوی مطلوب را تکرار کنه. در واقع نوروفیدبک یا بازخورد عصبی یه نوعی «آموزش مغزی» است و نه یک درمان تهاجمی؛ و در طول این روش هیچ موج یا دارویی به مغز ارسال نمیشه. این روش هم مثل نقشه برداری ظرافت های خاص خودش رو داره، و متاسفانه کلینینک هایی که یک پروتوکل یکسان رو برای درمان رنج وسیعی از بیماری ها به کار میبرند قطعا به دقت علمی پدیده اهمیت نمیدند. مثلا خاطرم هست دوستی که در یک کلینیک اپراتور دستگاه نوروفیدبک بود نگرانیش رو اینگونه به من منتقل کرده بود که وقتی دستگاه روی سر بیمار نیست هم عقربه همچنان داره بعضی وقت ها به نشانه درستی فعالیت بالا میره، یعنی سیستم حتی توانایی تشخیص فعالیت مغزی از نویز رو نداشته، ولی به عنوان ابزار بالینی در حال استفاده بوده. دوباره تاکید میکنم که به هیچ عنوان معنی این حرف من این نیست که این روش از اساس غلطه، بلکه منظورم اینه اجرای صحیحش ظرافت های خیلی زیاده داره که بنظرم میاد از سطح ظرفیت های فعلی بسیار بیشتره، و برخی (اگر نخوام بگم بیشتر) درمانگر ها بیشتر به سودجویی خودشون فکر میکنند تا اثر گذاری واقعی. که در ادامه بیشتر توضیح میدم.
ادعاهای رایج در ایران
اگه کلینک ها و سایتهای فارسی رو نگاه کنید، میبینید که خیلی از مراکز بازخورد عصبی یا نوروفیدبک رو برای فهرست باورنکردنیای از مشکلات پیشنهاد میکنن: اضطراب، افسردگی، ADHD، شبادراری، اعتیاد، وسواس، اختلال یادگیری، لکنت، بیخوابی، میگرن، پرخاشگری، اوتیسم، صرع، حملات پانیک، فوبیا، تقویت تمرکز و حتی افزایش توانایی هنری و ورزشی. بعضیها حتی مدعی میشند که با این روش میشه «تیک عصبی» و «تشنج» رو بدون دارو درمان کرد. یا حتی بعضی از مراکز پا رو فراتر گذاشتهان و میگن از طریق نقشه مغزی میشه استعداد هنری، ورزشی یا حتی توانایی شناختی افراد رو کشف کرد. و یا بعضیها میگن با یک نگاه به نقشه مغزی میتونن بفهمن شما موسیقیدان خوبی میشید یا فوتبالیست حرفهای.
شنیدن این ادعاها برای پدر و مادری که به دنبال کشف استعداد های نهفته بچشون هستند، و یا دنبال درمان معجزه آسا و یک باره یک بیماری خسته کننده هستند قطعا بسیار وسوسهکننده است، اما باید ببینیم شواهد علم در این باره چی میگه، و چقدر میشه به چنین روش هایی امید بست. به ویژه که بعضی ها با این ادعا که دستگاهشون تأییدیه FDA داره، تلاش میکندن تا یک رخت علمی و با تاییده بالینی به کار خودشون بپوشنند.
نقشه برداری مغزی و بازخورد عصبی زیر ذره بین علمی
شواهد مربوط به اثرگذاری پژوهشی های مربوط به بازخورد عصبی و نقشه برداری مغزی بسیار آشفته است. آسانی اجرای آنها و ارزان بودن تجهیزات مربوطه در مراکز پژوهشی دانشگاهی باعث شده تا سالانه تعداد زیادی مقاله راجع به عملکردشون منتشر بشه. این پژوهش ها که بسیاریشون از دقت های بالایی پژوهشی بهره نبردند و در مجله های نه چندان معتبری چاپ میشند بر این آشفتگی افزودند. از ایرادات اصلی این پژوهش ها کنترل های ناکافی در طراحی های آزمایشگاهی است. علاوه بر اون تعداد کم نمونه های آزمایشی است، مثلا پژوهش هایی که فقط با 30 عدد بیمار چاپ شدند کم نیستند. از همه مهم تر بسیاری از این پژوهش ها هرگز به کارآزمایی بالینی نرسیدند (راجع به اینکه کارآزمایی بالینی چیه در پست های دیگه توضیحات تکمیلی خواهم داد).
با همه این ویژگی های منفی، به دلیل وجود شواهد مطلوب در برخی از پژوهش ها، و همچنین به خاطر حساسیت های مربوط به حوزه درمان، پژوهشگرهایی تلاش کردند تا با انجام پژوهش هایی با کیفیت بالا، با تعداد آزمودنی بالا، و طراحی های خیلی دقیق، شواهد قطعی برای این اثر گذاری ها پیدا کنند. علاوه بر این، تعداد زیادی مقاله فراتحلیلی یا متا آنالیز وجود داره، که با جمع آوری تعداد مقالات مختلف مقالات چاپ شده تلاش میکنه تا به یک جمع بندی کلی برسه. مثلا یک فراتحلیل بزرگ شامل ۳۸ آزمایش تصادفیسازیشده نشان داده نوروفیدبک نسبت به درمانهای رایج یا پلاسیبو تأثیر چشمگیری روی علائم اصلی ADHD ندارد. یعنی اگر فرزندتان ADHD دارد، نوروفیدبک حداقل فعلاً نمیتواند جای دارو یا رفتاردرمانی را بگیرد. برای مطالعه کامل پژوهش میتونید اینجارو ببینید: لینک یا لینک. در مقابلی یک مطالعه فراتحلیلی دیگه نشون داده استفاده از تغییرات ضربان قلب و یا فعالیت مغزی به عنوان بازخورد عصبی میتونه برای کاهش علامه افسردگی حاد به عنوان درمان کمکی اثرگذار باشه. برای مطالعه پژوهش میتونید اینجارو ببینید: لینک. این لیست تقریبا تمامی نداره، و برای همه اختلالات از جمله اضطراب و پنیک و وسواس گرفته تا میگرن و سردرد تشنجی و صرع، و از اون طرف جلوگیری از ولع مواد تا بهبود حافظه و کنترل پرخاشگری و حتی بهبود خلاقیت های هنری، برای هرکدوم از اینها میشه چند مقاله موافق و چند مقاله مخالف پیدا کرد.
باید در نظر داشته باشید که شرکت های تولید کننده این محصولات به تحقیقاتی رو حمایت مالی میکنند که شواهد مثبتی در مورد استفاده از دستگاه هاشون به دست میارند، و در مقابل پژوهشگر هایی که میخوان نقادانه کارکرد این دستگاه هارو به چالش بکشند به سختی بودجه تحقیقاتی پیدا میکنند.
پس چه باید کرد؟
احتمالا بعد از خوندن این نوشته تا اینجای کار بیشتر به جای اینکه جواب سوالاتتون رو گرفته باشید و یک بله و یا نه قطعی برای اینکه بالاخره به سراغ این نوع درمان ها بریم یا نه گرفته باشید، براتون بیشتر سوال شده و شک و تردیدتون بیشتر شده. حقیقت اینجاست که این سوال ها یک جواب قاطع بله یا نه نداره. اینکه آیا این روش ها اثراتی دارند، و به روند بهبود بیمار کمک میکنند قطعا جواب بله است، اما اینکه آیا همه مراکز موجود استاندارد های لازم رو دارند و به درستی کار میکنند جواب قطعا نه است.
آن چیزی که مسلم هست، اینه که این روش ها هیچ معجزه ای نمیکنند، بنابرین اگر به دنبال این هستید که با یک نقشه مغزی آینده فرزندتون رو برنامه ریزی کنید، یا با 10 جلسه نوروفیدبک اعتیادتون رو درمان کنید، و یا از کلافگی یک بیماری قدیمی رهایی پیدا کنید، قطعا در اشتباه هستید. اما بعضی از این روش ها، اگر به درستی مورد استفاده قرار بگیرند، می تونند به عنوان ابزار کمکی در مسیر اصلی درمان کمک کننده باشند.
پیشنهاد اصلی من در اینجا این هست که توقعات خودتون رو از این ابزارها بسیار منطقی کنید، و فقط و فقط با کلینیک ها و مطب هایی که به صورت تخصصی و با دقت و وسواس از این ابزارها کمک میگیرند مراجعه کنید. قطعا تشخیص اینکه چه کلینیکی این حساسیت رو به خرج میده برای افراد غیر متخصص کار دشواری است، ولی خوب چاره ای جز این وجود نداره. سعی کنید اگر افراد متخصصی در کنارتون هستند که میتونند ارزیابی منطقی از خدمات پیشنهاد شده داشته باشند از کمکشون استفاده کنید. یا اگه میتونید از یک متخصص دیگه مشورت بگیرید تا فقط به رای مشترک چند متخصص کار رو جلو برده باشید. برای من یکی از اصلی ترین نشانه هایی وقتی وارد یک کلینک بشم این هست که ببینم چه طیفی از بیماری هارو با یک روش درمان میکنند. مثلا اگر یک دستگاه شبیه سرم به همه تجویز میشه، حتما زنگ هشداریه که بیشتر دقت کنم. یا اگر قبل از اینکه هر تشخیصی بگیرم یا با درمانگر به اندازه کافی وقت گذارنده باشم بهم بگند نقشه مغزی بگیر، زنگ هشداره دیگه ای هست. خلاصه کلام اینکه پیش درمانگر هایی برید که در پی کمک به شما هتسند، نه اونهایی که شمارو به چشم مشتری می بینند.
پانوشت: من مدتی هست که به دنبال انجام یک پژوهش میدانی انتقادی از استفاده بی روییه از بازخورد عصبی و نقشه برداری مغزی در کلینیک های ایران هست. اگر دانشجوی لیسانس یا فوق لیسانس روانشناسی هستید و دوست دارید در این حوزه کار کنید، میتونید به من یک ایمیل بزنید با انگیزه نامه برای انجام این کار و رزومه، تا با هم یک گفتگو داشته باشیم. در این باره صفحه راهنمایی و مشاوره رو حتما مطالعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید